اولین کنسرت
سه شنبه شب یعنی 25 بهمن برای اولین بار ایلیا جونم رو بردیم کنسرت.
باباحسین که برای یه همایش که مقاله فرستاده بود رفته بود تهران.دوشنبه ساعت چهار پرواز داشت و قبل ازاون ما رو برد خونه ی عمه سعیده.ما هم با عمه سعیده و عمه فریده و حنانه رفتیم کنسرت گروه رستاک.من که خیلی خوشم اومد تو هم باآهنگ می رقصیدی
. معلوم بود که خیلی خوشت اومده ولی فاصله ی بین آهنگ ها بلند داد می زدی یا همون کلمه ای که این روزها زیاد تکرار میکنی رو می گفتی.(علی یا عدی یا عیی)
روی بلیط نوشته بود ورود کودکان زیر7سال ممنوع.تو که داد میزدی من سالن روترک کردم و رفتم توی محوطه ی تالار حافظ. تو هم این قدر جلب توجه کردی و خودت رو لوس کردی که یکی از نگهبان ها اومد و تو رو بغل کرد و باهات بازی کرد
.من هم ادامه ی کنسرت رو ایستاده و از کنار در ورودی میدیدم.تو هم توی بغل من کیف کرده بودی و میرقصیدی
من از شعر بارون بارون بارونه هی خیلی خوشم اومد.تو رو نمی دونم.


اولین کنسرت
